قرارمان بامخاطبین ارجمند،ادامه سلسله مقالات تحلیلی مبتنی برآسیب شناسی انتخابات دهم درلارستان بود که خبری درفضای مجازی ذهنم رامعطوف به خودنمود! خبری که درچند روزگذشته بویژه پس ازانتشار عکس هاو مطالب پیرامونی و در ادامه درخواست بسیاری از مخاطبین،ضرورت پرداختن به آن را دو چندان نموده است.
" حضور منتخب مردم لامرد و مهر در بیرم"
البته قبل از هرگونه اظهارنظر در مورد خبرفوق! لازمست شرح زیر! را که عینا برای نگارنده پیش آمده وبرای خوانندگان نقل قولیست بلاواسطه و از طرفی نیز بی ارتباط به این مطلب نمی باشد بازگو نمایم.
سالها پیش روزی درخیابان مقابل فرمانداری لارستان ایستاده بودم که صدایی غیرمعمول وخارج ازعرف توجهم رابخودجلب نمود. درست میشنیدم.....صدای عصبانیت مردی که وسط خیابان ازتاکسی شهری پیاده میشد. مردی نابینادرحالیکه عصای خود را برزمین میزد مستاصل و مضطرب باصدای بلند به راننده تاکسی اعتراض می کرد که ظاهرابه اوکم لطفی نموده بود و این جمله را تکرارمیکرد که:
من مهمان شمابودم......
و
ای وای برما......
و در ادامه نیز با همین عصبانیت ازمردم بیرم گلایه مینمود! من که این وضع را می دیدم به خاطر اینکه آن مرد نابینا با وسایل نقلیه برخورد نکند خود را به وی رسانده و او را به کنار خیابان هدایت نمودم.بعدازاینکه او متوجه شدمن نیز از توابع لارستان و از جویم هستم احساس قرابت زبادتری بمن نمود و با اعتمادی بیش ازقبل صحبتهایش را ادامه داد و اقرار گونه گفت: که وای برماکه ندانستیم.....! و نتیجه ی تصمیم اشتباهمان را مروز می بینیم.....!
النهایه:پس ازساعتی که من موارد زیر را به او متذکرگردیدم که:
اولا رفتار یک راننده مبین رفتار تمام مردم لار نیست
ثانیا از کجا معلوم که راننده لاری بود؟
و ثالثا شاید بخاطرخستگی مفرط و فشارمشکلات بوده است و رابعا.........و چندین استدلال دیگر تاحدودی آرامش به کالبد مرد نابینا بازگشت.
البته وی پس ازاینکه نظراتم رامبتنی برحسن نیتم دانست پذیرفت و آرام شد! وپس ازاطمینان از رضایتش من با اوخداحافظی نمودم. از آن ماجرا سالها می گذرد و من نیزهیچگاه آن مرد نابینای بیرمی راندیده ام. البته هرچند بخاطر وسایل ارتباط جمعی وبخصوص بمدد فضای محازی در سالهای گذشته کم وبیش اخبار و اطلاعاتی از بخش مذکور در رسانه های محلی و منطقه ای مشاهده گردیده است. اماخبری که بشدت درفضای مجازی توجه همگان رامشغول وذهن نگارنده رانیزتحت تاثیرخودقرارداد حضور منتخب مردم لامرد و مهر دربخش بیرم لارستان بود که به لحاظ اختصار وانتشار بیش ازحدعکس و مطالب مذکور،لزومی به توضیحی دراینمورد نمی بینم وضرورتا به موارد زیراشاره مینمایم.
1- تا چه حد به نتیجه ی انتخابات دهم درلارستان،خنج وگراش توجه ومداقه نموده اید؟!!!
پس از کنار گذاشته شدن کاندیداهای شناخته شده و فعالان سیاسی اجتماعی مطرح شهر لار بالغ بر25 هزار رای از 38هزار رای داده شده در شهرلار و بخش مرکزی به نام نماینده منتخب به صندوقها ریخته شده است. درحالیکه کل آراء جناب ایشان از 2شهرستان و 9بخش باقیمانده! به کمتراز13هزاررای میرسد! که درنگاه اول" نشان دهنده ی تفاوت دیدگاه مردم2شهرستان و 9بخش دیگر و عدم اقبال شان به نوع آرای مردم لار است!
و در نگاه دوم نیز! نشان ازتوسعه منابع ارزشمند انسانی در بخشها و توابع لارستان است که درسالهای قبل اتفاق افتاده است! وگواه ادعای اینجانب نیز وجود افراد مطلع و توانمندی در بخشهاست که بامدیریت صحیح توانستند آراء را به سمتی که دلخواه شان بود و البته متناسب باتصمیمات دولت پیش ببرند. لذا قدرت مدیریت افراد در بخشهادرجریان انتخابات یکدست وهماهنگ بودن آراء)نشان ازنوعی اتحادوهمبستگی درتوابع لارستان است! که این مقوله را نیزمیتوان درجای خودبعنوان فرصت و تهدیدی برای شهرستان ارزیابی نمود!!!
البته ممکن است کارشناسان و مطلعین ازامرانتخابات ادعا نمایند! که سایرکاندیداهای لاری نیز در توابع صاحب رای بوده اند که در پاسخشان بایدگفت سایر داوطلبان،ازدیگرطیفهای شهرستان وباگفتمانی کاملامتفاوت ومتمایزدراین عرصه حضوریافته اند.
بویژه کاندیدای موردحمایت اعتدال گرایان واصلاح طلبان که باکسب بالغ بر18هزار رای در رده ی دوم این رقابت قرارگرفت. با توجه به اینکه میزان مشارکت در بخش ها کمتر از شهر لار بود در صورت بالاتر رفتن آمار مشارکت نتیجه قطعا به گونه دیگری رقم می خورد.
علی ایحال بعنوان یک مطلع در امور اجتماعی(بویژه درحوزه انتخابات)که اوضاع انتخاباتی شهرستانهای فوق الذکر را در مراحل مختلف! بررسی و رصدنموده ام وضعیت پیش آمده درانتخابات دهم را زنگ خطری جدی برای شهرستان لارستان بطورعام! ارزیابی مینمایم.
وشمانیز،خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل......!
و به عنوان یک کارشناس به دوستانی که بر مسند قدرت و مدیریت شهرستان لارستان قرار دارند پیشنهاد می نمایم نگاه و توجه جدی تری نسبت به سایر بخشها و توابع شهرستان مبذول و باحسن نیت بیشتری رفع مشکلات آنها را سرلوحه ی اقدامات خود قرار دهند درغیر اینصورت در آینده ی نزدیک نیز باید شاهدحضور نمایندگان سایر شهرستانهای همجوار در بخشهایی که متصل به آنان هستند باشیم.
در پایان مایلم با یک سوال اساسی مطلب خود را به انتهاءرسانم که:
آیا اساساچنین دعوتها و نشستهایی بانمایندگان شهرستانهای همجوار از سر استیصال مردم این بخشهاصورت میگیرد یا اینکه عکس العمل واعمال قدرت آنان بمنظور نشان دادن نفوذشان جهت حضور در بازیهای سیاسی شهرستان وقرارگرفتن درمتن تصمیمات و دخیل شدن در معادلات منطقه ای و به نوعی چانه زنی برای رسیدن به اهداف شان است؟ موضوعی که در هرصورت! نیازبه بازنگری و توجه بیشترمسولین شهرستان دارد.
والعاقبه للمتقین
کرامت ا....بلوچی جویم فروردین ماه/95
