دیده می شود که اخلاق حضور در فضای مجازی در جامعه ما برای خیلی افراد نهادینه نشده. برخی افراد به راحتی و در اکثر موارد با هویت مخفی اقدام به بداخلاقی و فحاشی به برخی چهره های شناخته شده می کنند. نمونه آن کامنت هایی است که برای دختر اوباما و (پایت) بازیکن فرانسوی و حتی چهره های سینمایی و تلویزیونی خودمان می گذارند
این بداخلاقی ریشه در چه دارد؟ چرا کاربران در این فضا جسارت بیشتری برای هتک حرمت می یابند؟
حضور و نحوه عملکرد اخلاقی افراد در فضای مجازی، مانند هر پدیده اجتماعی دیگر، می تواند از دلایل متنوع و متفاوتی برخوردار باشد.
در واقع دلایل شیوه برخوردها و عملکردهای اخلاقی افراد در فضای مجازی، به رغم برخی مشابهت ها، می تواند از دلایل متنوعی ریشه گرفته باشد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
۱- ماهیت فضای مجازی و قابلیتها و استعداد هایی که هر اپلیکیشن و فضای سایبری، منحصر به خود ایجاد می کند.
برخی از محیط های مجازی در فضای سایبر ، به طور خاص، استعداد بیش تری برای حضور دسته بندی نشده افراد در فضاهای تعریف شده ایجاد می کنند.
به طور مثال فضای اینستاگرام نسبت به فضای تلگرام از محیط بازتر و غیرقابل پیش بینی تری برخوردار است و حضور افراد در آن خیلی بستگی به طرح قبلی و برنامه ریزی شده ندارد.
در واقع برخوردهای اتفاقی همچون مشاهده یک تصویر زیبا یا دلخواه، می تواند مقدمه کنجکاوی ، پیگیری، مشاهده و کشف یک فصل مشترک در مواردی چون هم زبانی، تحصیلات همسو، آداب و زبان اجتماعی مشترک، علاقمندی مشترک و موارد دیگری از این دست شود که به تبع آن، ارتباط بدون هیچ آشنایی قبلی شکل بگیرد و منجر به ادامه و دنباله روی یا اصطلاحا "فالو کردن" فرد مقابل و ارتباطات متقابل شود.
در این بین، اپلیکیشن هایی همچون تلگرام، تانگو و لاین و مانند آن، که در آن ها افراد براساس شماره تلفن همراه با دیگران ارتباط برقرار می کنند، امکان ایجاد دسته بندی و ارتباط هدفمند بیش تری را در سطوح افراد عادی جامعه ایجاد می کنند و در عین حال، امکان انتخاب مخاطب برای فرد همواره محفوظ است.
اما در فضاهایی همچون فیس بوک و اینستاگرام، درصورت عمومی بودن صفحه افراد، امکان حضور و مواجهه پیش بینی نشده افراد دیگر با هویت های نامشخص، با آنان بسیار بیش تر است که همین هویت مجهول و امکان دسترسی بالا، خود، یکی از عوامل حضور بی محابای افراد در صفحات شخصی ناشناس اما مورد توجه قرار گرفته آنان است.
در این میان، صفحات شخصی افراد شناخته شده یا مشهور (سلبریتی ها مانند شخصیت های سیاسی ایرانی و غیرایرانی و خانواده های ایشان، هنرمندان، مجریان و هنرپیشگان سینما و تلوزیون) در فضاهایی همچون اینستاگرام ، هدف بسیار خوبی برای حضورهای نامتناسب و بدون سنخیت محسوب می شوند.
علاوه بر آن، خصوصیات کلی حاکم بر فضای مجازی همچون جذابیت و تنوع، حرکت در لحظه و آگاهی از اتفاقات،اطلاعات و اخبار به محض وقوع، بی زمان و بی مکان بودن، امکان ایجاد ارتباطات گسترده، امکان ناشناس ماندن و مخفی نگاه داشتن هویت اصلی، امکان معرفی خود در قالب شخصیت دلخواه و جایگاه های شغلی، اجتماعی، خانوادگی، درآمدی، تیپ و ظاهر مورد پسند فرد و مانند آن، همه و همه به باور افراد نسبت به امکان,داشتن عملکرد دلخواه و غیرمسئولانه، عدم امکان پیگیری و داشتن عواقب ناگوار دامن می زنند.
۲- دسترسی آسان
عامل دسترسی، یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در پیشامدهای گوناگون در فضای مجازیست.
از یک سو، سهولت دسترسی به فضای مجازی و راه های متنوع برقراری ارتباط با دیگران از طریق گوشی تلفن همراه، رایانه، تبلت، خطوط اینترنت دائمی و موقت، وای فای، کارت اینترنت، اینترنت خط تلفن همراه و موارد دیگری از این دست ، امکان برقراری ارتباط را برای اکثریت طبقات جامعه فراهم کرده است. چنان که امروزه کمتر کسی را می بینید که تلفن همراه او مجهز به اپلیکیشن های متنوع و متعدد فضای مجازی همچون اینستاگرام و تلگرام و فیس بوک و لاین نباشد. بنابراین حضور سطوح فرهنگی مختلف و متفاوت افراد جامعه در فضاهای مجازی، به شکلی پوشیده، درهم و تفکیک ناپذیر ایجاد شده است که بخش عمدهای از مشکلات فرهنگی، اخلاقی و امنیتی از این مسئله ناشی می شود.
از سوی دیگر، فضای مجازی و به خصوص شبکه های اجتماعی سراسری و بین المللی، امکان دسترسی آسان و برقراری ارتباط با کسانی که پیش از این دست نیافتنی محسوب می شدند را ایجاد کرده اند.
چنان که می دانیم پیش از این امکان برقراری ارتباط در دنیای واقعی با رییس جمهور و سایر مسئولین کشورها و خانواده هایشان، چهره های هنری و سیاسی مشهور و نویسندگان و شعرای برجسته و افرادی از این دست، برای یک فرد عادی، چه به دلایل امنیتی و چه به دلایل مشغله بسیار ایشان، عدم دسترسی و دوری جغرافیایی و عواملی از این دست، وجود نداشت و یا بسیار دور از دسترس بود( که همچنان نیز همینگونه است).
چنان که برای ملاقات با یکی از مسئولین عالی رتبه در ملاقات های عمومی و عبوری، باید از سد محافظین ایشان عبور می کردند که اغلب نیز ناممکن بود، علاوه بر آن که به تعیین قرار ملاقات با ایشان اصلا نمی شد اندیشید.
قرار ملاقات، گفتگو و تعامل با هنرمندان نیز دست کمی از ملاقات با مسئولین نداشته و ندارد.
علاوه بر آن که عواملی چون دوری و فاصله های جغرافیایی بسیار از شخصیت های محبوب یا مورد توجه هنری، سیاسی و غیره نیز، بر عطش دسترسی یافتن به ایشان در فضای مجازی می افزاید.
بنابراین حضور صفحات مجازی این افراد در فضای مجازی ( همچون دکتر روحانی، دکتر ظریف، اوباما، همسر و دختر وی، لیونل مسی، نامزد سابق رونالدو، بازیکنان،هنرپیشگان ، ورزشکاران و…)، فرصت مغتنمی است تا افراد بتوانند صدای خود را به گوش مسئولین، هنرمندان و شخصیت های محبوب، مورد توجه و یا حتی منفورشان در سراسر جهان برسانند.
از طرفی، این سهولت دسترسی، به دلیل وجود موانع یاد شده در دنیای واقعی، موجب بروز و ظهور نوعی شیطنت و درواقع سوء استفاده از این امکان دسترسی نیز می شود.
چرا که به نظر می رسد به یکباره همه موانع مسدود کننده ارتباط با چهره های مشهور، کنار زده شده و در چنین مواقعی، همان کسانی که در دنیای واقعی، سعی به گرفتن عکس با افراد مشهور برای تظاهر به رفاقت و مهم جلوه دادن خود دارند( البته نه کسانی که فقط به قصد خوشامد و یادگاری از شخصیت محبوب خود عکس و امضاء می گیرند)، در فضای مجازی نیز سعی به برقراری ارتباط، برانگیختن واکنش و جلب توجه فرد مورد نظر خود می کنند.
در این صورت، اگر امکان برقراری چنین تعاملی از طریق برقراری ارتباط دوستانه نباشد ( که اغلب نیست! چون برای فرد مذکور ناشناخته است)، در مواردی که افراد از مهارت های کلامی بیش تری برخوردار باشند، از طریق انتقاد و به چالش کشیدن فرد، و در موارد عدم تسلط کافی، از طریق فحاشی و تحقیر فرد مورد نظر، سعی در نشان دادن تسلط و برتری خود بر او می کنند و به خصوص از برانگیختن واکنش وی مانند پاسخ دادن شخصی یا حتی حذف مطلب یا عکس مورد نظر، بستن صفحه شخصی یا خصوصی کردن آن(مانند واکنش دختر اوباما به پیام های ایرانیان و خصوصی کردن صفحه شخصی خود)، یا افراد و چهره های مشهور و سرشناس دیگری که دراین باره واکنش نشان می دهند ( مانند برانگیختن واکنش هنرمندان و عذرخواهی استاد مشایخی از لیونل مسی به خاطر فحاشی ایرانیان پس از گل به ایران در مسابقات جام جهانی فوتبال و هجوم به صفحه شخصی وی) بسیار احساس لذت، مورد توجه قرار گرفتن و مهم بودن می کنند. بنابراین با فراموش شدن یک جریان، سعی در راه اندازی جریانی دیگر با بهانه مشابه دیگر می کنند تا به این احساس لذت و توجه ، تداوم ببخشند.
۳- عوامل اجتماعی و فرهنگی
عواملی همچون اوقات فراغت بسیار، بیکاری یا نداشتن شغل متناسب، نداشتن تفریح و سرگرمی کافی و مناسب، بهره مند نبودن از تربیت خانوادگی خوب، فراهم بودن زیرساخت های ارتباطی بدون ایجاد فرهنگ استفاده صحیح، تعصبات قومی، نژادی، قبیله ای و زبانی، کم شدن ارتباطات فامیلی و روابط خانوادگی شکننده، انزوا و عدم توانایی در برقراری ارتباطات مناسب در جامعه، و عوامل بسیار دیگری از این دست که هریک یا چند، می تواند شامل حال عده ای از کاربران فضای مجازی شود و سمت و سو ، زمان و شکل حضور افراد در فضای مجازی را تعیین کند که از آن جمله می توان به حرکت های شکل گرفته در فضاهای مجازی همچون حضور در صفحات اینستاگرامی افراد، اشاره کرد.
۴- حضور سطوح فرهنگی مختلف و متفاوت افراد جامعه در فضاهای مجازی
با همگانی شدن حضور افراد در فضای مجازی، ترکیب فرهنگی جامعه،در فضای مجازی هم قابل مشاهده شده است.
به این معنا که افراد، افکار خود را مطابق با آنچه در دنیای واقعی در سطوح مختلف فرهنگی، اخلاقی و طبقات اجتماعی طبقه بندی می شود، به فضای مجازی هم منتقل می کنند.
با این تفاوت که حضور افرادی از طبقات پایین فرهنگی جامعه، در فضای مجازی ، در عین اقلیت، بسیار پررنگ دیده می شود که نمونه و یکی از شاخصه های درک این نوع حضور، ادبیات به کار رفته در جملات این افراد، شیوه های انتشار مطالب ( و این که چه نوع مطالبی را نشر می دهند)، و مورد پسند واقع شدن (لایک کردن) مطالبی از نوع نازل فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی است.
شاید ما به دلیل نوع مراودات و مشغله ها و تنظیم روابط خود در جامعه و فضای حقیقی، خیلی در ارتباط مستقیم با این گونه افراد نباشیم و یا زیاد با آن ها سروکار نداشته باشیم، اما در فضای مجازی،این افراد به دلیل نوع فعالیتی که انتخاب کرده اند (حمله به صفحات افراد مشهور)، دائما جلوی چشم همه هستند و به دلیل شکل و نوع فعالیتشان (هجوم یکمرتبه، فحاشی و…) که به نوعی همراه با خشونت محسوب می شود، مورد توجه عموم، فعالان فرهنگی،اجتماعی،هنری و سیاسی و به خصوص افراد شاخص و تأثیرگذار واقع می شوند.
در واقع عرصه ای ایجاد شده تا قشری از جامعه که قبلا به حساب نمی آمدند یا خیلی کمتر دیده می شدند، مورد توجه عموم قرار گرفته و دیده شوند و این برای آن ها بسیار مغتنم به شمار می رود و به نوعی مشوقشان برای ادامه این گونه فعالیت ها محسوب می شود. دلیل آن نیز با این پرسش آشکار می شود:
چه زمانی چنین افرادی در شرایط طبیعی تا این اندازه مهم می شدند که افراد سرشناس و مشهور (سلبریتی ها) درمقابل آن ها واکنش نشان بدهند؟
و همین که الان موفق شده اند توجه افراد شاخص و مشهور در جامعه را به خود معطوف سازند، امتیاز بزرگی برایشان محسوب می شود. حال این انگیزه قوی، اگر در کنار عواملی چون پایین بودن اطلاعات و سطح فرهنگی، بی کاری یا فراغت بیش تر، نداشتن تفریح مناسب، سرخوردگی در اجتماع و جمع خانوادگی و عوامل دیگری از این دست قرار بگیرد، به مراتب قوت و شدت بیش تری پیدا می کند.
بنابراین ما با توجه مدام به این حرکت افراد، درواقع برای ادامه به شکل و نوع فعالیتشان که حالا دیگر رنگ و بوی عادت هم به خود گرفته، تشویقشان می کنیم.
درواقع عده ای از افراد جامعه که از سطح فرهنگی پایینی برخوردارند، در حال حاضر، فارغ از دلیل و نوع بهانه، آماده اند تا به "هربهانه ای" به صفحه شخصی افراد وارد شده و با فحاشی کردن تفریح کنند و همزمان مورد توجه دیگران واقع شوند و از این بابت، احساس تشخص و مهم بودن کنند. بنابراین در اغلب موارد می توان گفت که اصل موضوعات پیش آمده اصلا برای این افراد اهمیتی ندارد، بلکه مهم، بدست آوردن بهانه حضور و سوژه ای جدید برای حمله کلامی است!
اما از سوی دیگر، عده ای از جمله نوجوانان و جوانان نیز هستند که بااین موج ایجاد شده، به دلیل نداشتن سواد رسانه ای کافی و همچنین، جذابیت و سرگرمی که این کار برای آنان دارد، گاه برای تفریح و گاه به منظور خودنمایی و حتی گاهی برای اعتراض به مسئله ای خاص(مانند همراهی معترضین واقعی پایت به خاطر ضربه زدن بر پای بازیکن محبوبشان؛رونالدو )، همراهی می کنند.
این در حالی است که برای همسویی با جمع، از شیوه های رفتاری و ادبیات کلامی دیگران تقلید و پیروی می کنند و همین امر می تواند به مرور موجب شکل گیری و پایدار شدن عادت های غلط رفتاری در فضای مجازی شود.چنان که در حال حاضر با شکل گیری چنین موجی در فضای مجازی مواجهیم که به مرور به سمت عادت سازی پیش رفته است و این امر نیازمند اطلاع رسانی و شفاف سازی اذهان عمومی برای پیروی نکردن از چنین موج هایی با اشاره به پذیرفته نبودن آن از سمت جامعه دارد.چراکه غالب این افراد به دنبال کسب توجه عمومی هستند و این دیده شدن برایشان اهمیت ویژه ای دارد.
درنهایت؛ توجه به شیوه های درست پرکردن اوقات فراغت جوانان، توجه به وضعیت شغلی و جایگاه اجتماعی مناسب، احترام و شخصیت بخشی در فضای واقعی و سپردن مسئولیت های اجتماعی به ایشات، اهمیت قائل شدن برای افکار و مهارت های نسل جوان و در کل، هدایت استعدادهای موجود به سمت مسیرهای درست و نتیجه بخش، در کنار آموزش و افزایش سواد رسانه ای در جامعه، می تواند با ارزش و اعتبار بخشی و رشد شخصیت اجتماعی جوانان و نوجوانان و همچنین افزودن آگاهی آنان نسبت به ماهیت رسانه ها و شیوه های صحیح برقراری تعامل در فضای مجازی ، از شدت بروز چنین مسائل نامطلوبی برای جامعه، بکاهد.
